تبلیغات

حذف قالب بندی متن
در حال بارگذاری...

+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    Post ديوان اشعار عراقي

    هر سحر ناله و زاری کنم پیش صبا

    تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما

    باد می *پیمایم و بر باد عمری می*دهم

    ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟


    چون ندارم همدمی، با باد می*گویم سخن

    چون نیابم مرهمی، از باد می*جویم شفا


    آتش دل چون نمی*گردد به آب دیده کم

    می*دمم بادی بر آتش، تا بتر سوزد مرا


    تا مگر خ***تری گردم به بادی بر شوم

    وارهم زین تنگنای محنت آباد بلا


    مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن

    سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا


    خود ندارد بی*رخ تو زندگانی قیمتی

    زندگانی بی *رخ تو مرگ باشد با عنا

  2. #2
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    پیش فرض

    این حادثه بین که زاد ما را

    وین واقعه کاوفتاد ما را

    آن یار، که در میان جان است

    بر گوشه*ی دل نهاد ما را


    در خانه*ی ما نمی*نهد پای

    از دست مگر بداد ما را؟


    روزی به سلام یا پیامی

    آن یار نکرد یاد ما را


    دانست که در غمیم بی او

    از لطف نکرد شاد ما را


    بر ما در لطف خود فرو بست

    وز هجر دری گشاد ما را


    خود مادر روزگار گویی

    کز بهر فراق زاد ما را


    ای کاش نزادی، ای عراقی

    کز توست همه فساد ما را

  3. #3
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    پیش فرض

    ندیدم در جهان کامی دریغا

    بماندم بی*سرانجامی دریغا

    گوارنده نشد از خوان گیتی

    مرا جز غصه*آشامی دریغا


    نشد از بزم وصل خوبرویان

    نصیب بخت من جامی دریغا


    مرا دور از رخ دلدار دردی است

    که آن را نیست آرامی دریغا


    فرو شد روز عمر و بر نیامد

    از آن شیرین لبش کامی دریغا


    درین امید عمرم رفت کاخر:

    کند یادم به پیغامی دریغا


    چو وادیدم عراقی نزد آن دوست

    نمی*ارزد به دشنامی دریغا

  4. #4
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    پیش فرض

    سر به سر از لطف جانی ساقیا

    خوشتر از جان چیست؟ آنی ساقیا

    میل جان*ها جمله سوی روی توست

    رو، که شیرین دلستانی ساقیا


    زان به چشم من درآیی هر زمان

    کز صفا آب روانی ساقیا


    از می عشق ار چه سرمستی، مکن

    با حریفان سرگرانی ساقیا


    وعده*ای می*ده، اگر چه کج بود

    کز بهانه در گمانی ساقیا


    بر لب خود بوسه ده، آنگه ببین

    ذوق آب زندگانی ساقیا


    از لطافت در نیابد کس تو را

    زان یقینم شد که جانی ساقیا


    گوش جان*ها پر گهر شد، زانکه تو

    از سخن در می*چکانی ساقیا


    در دل و چشمم ز حسن و لطف خویش

    آشکارا و نهانی ساقیا


    نیست در عالم عراقی را دمی

    بر لب تو کامرانی ساقیا

  5. #5
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    پیش فرض

    ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب

    تافته*ام از غمت، روی ز من بر متاب

    زنده به بوی توام، بوی ز من وامگیر

    تشنه*ی روی توام، باز مدار از من آب


    از رخ سیراب خود بر جگرم آب زن

    کز تپش تشنگی شد جگر من سراب


    تافته اندر دلم پرتو مهر رخت

    می*کنم از آب چشم خانه*ی دل را خراب


    روز ار آید به شب بی رخ تو چه عجب؟

    روز چگونه بود چون نبود آفتاب؟


    چون به سر کوی تو نیست تنم را مقام

    چون به بر لطف تو نیست دلم را مآب


    فخر عراقی به توست، عار چه داری ازو؟

    نیک و بد و هرچه هست، هست بتوش انتساب

  6. #6
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    پیش فرض

    مست خراب یابد هر لحظه در خرابات

    گنجی که آن نیابد صد پیر در مناجات

    خواهی که راه*یابی بی*رنج بر سر گنج

    می*بیز هر سحرگاه خاک در خرابات


    یک ذره گرد از آن خاک در چشم جانت افتد

    با صدهزار خورشید افتد تو را ملاقات


    ور عکس جام باده ناگاه بر تو تابد

    نز خویش گردی آگه، نز جام، نز شعاعات


    در بیخودی و مستی جایی رسی، که آنجا

    در هم شود عبادات، پی گم کند اشارات


    تا گم نگردی از خود گنجی چنین نیابی

    حالی چنین نیابد گم گشته از ملاقات


    تا کی کنی به عادت در صومعه عبادت؟

    کفر است زهد و طاعت تا نگذری ز میقات


    تا تو ز خودپرستی وز جست وجو نرستی

    می*دان که می*پرستی در دیر عزی و لات


    در صومعه تو دانی می*کوش تا توانی

    در میکده رها کن از سر فضول و طامات


    جان باز در خرابات، تا جرعه*ای بیابی

    مفروش زهد، کانجا کمتر خرند طامات


    لب تشنه چند باشی، در ساحل تمنی؟

    انداز خویشتن را در بحر بی*نهایات


    تا گم شود نشانت در پای بی*نشانی

    تا در کشد به کامت یک ره نهنگ حالات


    چون غرقه شد عراقی یابد حیات باقی

    اسرار غیب بیند در عالم شهادات

  7. #7
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    پیش فرض

    دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات

    فارغ شده ز مسجد وز لذت مباحات

    از خانقاه رفته، در میکده نشسته

    صد سجده کرده هر دم در پیش عزی ولات


    در باخته دل و دین، مفلس بمانده مسکین

    افتاده خوار و غمگین در گوشه*ی خرابات


    نی همدمی که با او یک دم دمی برآرد

    نی محرمی که یابد با وی دمی مراعات


    نی هیچ گبری او را دستی گرفت روزی

    نی کرده پایمردی با او دمی مدارات


    دردش ندید درمان، زخمش نجست مرهم

    در ساخته به ناکام با درد بی*مداوات


    خوش بود روزگاری بر بوی وصل یاری

    هم خوشدلیش رفته، هم روزگار، هیهات!


    با این همه، عراقی، امیدوار می*باش

    باشد که به شود حال، گردنده است حالات

  8. #8
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    پیش فرض

    عشق سیمرغ است، کورا دام نیست

    در دو عالم زو نشان و نام نیست

    پی به کوی او همانا کس نبرد

    کاندر آن صحرا نشان گام نیست


    در بهشت وصل جان*افزای او

    جز لب او کس رحیق آشام نیست


    جمله عالم جرعه چین جام اوست

    گرچه عالم خود برون از جام نیست


    ناگه ار رخ گر براندازد نقاب

    سر به سر عالم شود ناکام، نیست


    صبح و شامم طره و رخسار اوست

    گرچه آنجا کوست صبح و شام نیست


    ای صبا، گر بگذری در کوی او

    نزد او ما را جزین پیغام نیست:


    کای دلارامی که جان ما تویی

    بی تو ما را یک نفس آرام نیست


    هرکسی را هست کامی در جهان

    جز لبت ما را مراد و کام نیست


    هر کسی را نام معشوقی که هست

    می*برد، معشوق ما را نام نیست


    تا لب و چشم تو ما را مست کرد

    نقل ما جز شکر و بادام نیست


    تا دل ما در سر زلف تو شد

    کار ما جز با کمند و دام نیست


    نیک بختی را که در هر دو جهان

    دوستی چون توست دشمن کام نیست


    با عراقی دوستی آغاز کن

    گر چه او در خورد این انعام نیست

  9. #9
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    پیش فرض

    دل، که دایم عشق می*ورزید رفت

    گفتمش: جانا مرو، نشنید رفت

    هر کجا بوی دلارامی شنید

    یا رخ خوب نگاری دید رفت


    هرکجا شکرلبی دشنام داد

    یا نگاری زیر لب خندید رفت


    در سر زلف بتان شد عاقبت

    در کنار مهوشی غلتید رفت


    دل چو آرام دل خود بازیافت

    یک نفس با من نیارامید رفت


    چون لب و دندان دلدارم بدید

    در سر آن لعل و مروارید رفت


    دل ز جان و تن کنون دل برگرفت

    از بد و نیک جهان ببرید رفت


    عشق می*ورزید دایم، لاجرم

    در سر چیزی که می*ورزید رفت


    باز کی یابم دل گم گشته را؟

    دل که در زلف بتان پیچید رفت


    بر سر جان و جهان چندین ملرز

    آنکه شایستی بدو لرزید رفت


    ای عراقی، چند زین فریاد و سوز؟

    دلبرت یاری دگر بگزید رفت

  10. #10
    مدیر انجمن شعر و ادبیات

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    1,131
    nokia-5030-xpressradio
    سیمکارت خودرو
    تشکرها
    71
    42 بار تشکر شده در 29 پست
    !!"aynaZ"!! is on a distinguished road

    پیش فرض

    باز هجر یار دامانم گرفت

    باز دست غم گریبانم گرفت

    چنگ در دامان وصلش می*زدم

    هجرش اندر تاخت، دامانم گرفت


    جان ز تن از غصه بیرون خواست شد

    محنت آمد، دامن جانم گرفت


    در جهان یک دم نبودم شادمان

    زان زمان کاندوه جانانم گرفت


    آتش سوداش ناگه شعله زد

    در دل غمگین حیرانم گرفت


    تا چه بد کردم؟ که بد شد حال من

    هرچه کردم عاقبت آنم گرفت


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 7

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
Powered by vBulletin® Version 4.1.5
Copyright © 2012 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Image resizer by SevenSkins

Forum Modifications By Marco Mamdouh
آپگراید شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی وی بی اسکین
اکنون ساعت 17:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Design By VBIran