رفتن به مطلب
انجمن پی سی دی

sinaweb

عضو
  • تعداد ارسال ها

    1,497
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

آخرین بار برد sinaweb در 14 اسفند 1397

sinaweb یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

7 معمولی

درباره sinaweb

  • درجه
    کاربر �عال

Converted

  • تیم باشگاهی ایرانی مورد علاقه
    perspolis

Converted

  • تیم باشگاهی اروپایی مورد علاقه
    manchester

Converted

  • سیمکارت
    0935

Converted

  • حودرو شما
    Samand

Converted

  • گوشی موبایل شما
    nokia-2700-classic
  1. ما که همه جوره پی 30دی رو دوست میداریم.
  2. sinaweb

    مقايسه سبكي شعر(2)

    [ATTACH=CONFIG]280[/ATTACH] مقايسه سبكي شعر پروين اعتصامي با شعر حميدي شيرازي در داستان موسي(ع) بررسي ساختار و سبك شناسي شعر «موسي»(ع) از دكتر حميدي شيرازي از آن جايي كه حميدي شاعري مرد است، بنابراين در اين شعر نيز از برخي از ر??تارها و كردارهاي مردانه سخن به ميان آورده و برخلا?? شعر پروين، از ال??اظ جدي و مردانه بسيار است??اده شده است. در شعر او خواسته يا ناخواسته، خودآگاه يا ناخودآگاه ال??اظي به كار ر??ته كه از ظرا??ت و لطا??ت در آن كمتر سخن ر??ته است. گويا حميدي با نگاهي مردانه و از سر خشم و غضب اين شعر را سروده كه وقتي خواننده آن شعر را مي خواند يا كسي مي شنود، احساس مي كند شاعر عصبانيتي داشته و از سرخشم و ناراحتي آن را سروده است. حميدي در سراسر داستان از ا??عال امري ??راوان است??اده كرده كه با روحيه ي مردان سازگار است. زيرا يكي از خصوصيات اخلاقي مردان است كه بيشتر حر?? هايشان حالت امري و دستوري دارد، بر خلا?? زنان، كه اصولا سعي دارند، مطيع و سازگار باشند. حميدي از همان ابيات نخست كه شروع مي كند و مي گويد: «پاي بيرون كرد از حدّ گليم» كه براعت استهلال دارد و شاعر مي خواهد چيزي را بيان كند كه به قدرت طلبي، زورآزمايي و بي رحمي اشاره دارد. علاوه بر اين از نترس بودن مردان كه تن به كارهاي سخت مي دهند نيز سخن ر??ته است، از جمله: چوپاني كردن در صحرا و خانه كردن زير بال كركسان. هم چنين حميدي از مردان گرم و سرد چشيده ي روزگار ياد كرده است و گويا خود از ا??رادي بوده است كه با سختي ها و رنج ها دست و پنجه نرم كرده است و همين كه اين مورد در ضمير ناخودآگاه شاعر است و در مقام مقايسه تا حدي خود را نشان مي دهد، قابل اعتنا و توجه است. چنان كه در جاي ديگر واژه ها و اصطلاحات و ابزار مردانه مانند «عصا» و «بازار» را برگزيده و اين نماد يك شعر مردانه است. در شعر او حرو?? چ، ح، خ بسامد دارد كه اين نيز به لحاظ سبكي قابل توجه است چنان كه حالت عصبانيت و از روي خشم و غضب حر?? زدن و به نوعي دندان كليد شدن مردان را مي رساند كه با ??شار دندان ها بر يكديگر و بيرون آمدن اين حرو?? از لابه لاي دندان ها، به نوعي شدت عصبانيت را نشان مي دهد. حميدي در اكثر اشعارش از عشق ناكام خود ياد مي كند و به واسطه ي اين عشق زبانزد خاص و عام گرديد و به شعر او برتري خاصي بخشيد، چنان كه عشق از او جدا نيست و در اين شعر نيز از اين عشق بي سرانجام ياد كرده است كه در بررسي ابيات نشان خواهيم داد. از ديگر برداشت ها و دقايق قابل توجه سبكي شعر «موسي» مي توان به اين نكته اشاره داشت كه شعر از وجود شاعري سرچشمه گر??ته كه سختي ها و ناملايمات زندگي را تحمل كرده و از همان و از همان آغازي كه موسي با خدا درد دل مي كند، معتقد است كه خدا در وجودش شهامت و مردانگي را ديده و رنج و مصيبت ها را بر او قرار داده است و از ??راز و نشيب هاي زندگي اش گلايه دارد و البته شيريني اش را در ملاقات با خدا احساس مي كند؛ و اين زندگي موسي از زبان دكتر حميدي، نماد و سمبل مردان رنج كشيده ي روزگار است. از ديگر موارد قابل ملاحظه در دو شعر «موسي» و «لط?? حق» اين است كه هر دو شعر بر يك بحر و وزن انتخاب شده اند كه به بحر رمل مسدس محذو??(??اعلاتن ??اعلاتن ??اعلن) مي باشد و جالب تر آنكه هر دو داراي 63 بيت در قالب مثنوي است. در شعر دكتر حميدي، واژه ي «موسي» ه??ت بار تكرار شده، به طوري كه اسم اين شعر را نيز به همين نام انتخاب كرده و در شعر «لط?? حق» از پروين، اين واژه سه مرتبه تكرار شده است و باز نكته اي ظري?? شايان ذكر است كه چون حميدي شاعري مرد است، نام شعر را موسي گذاشته، در حالي كه پروين، اين شاعر لطي?? طبع، شعر را لط?? حق نام نهاده و آوردن واژه ي لط?? از زبان يك زن، شعر زنانه ي او را زيباتر جلوه داده است. خلاصه داستان «موسي»(ع) وقتي حضرت موسي(ع) خود را در خور ندا مي بيند با خداوند عشوه آغاز مي كند و از روزگار كودكي تا آن لحظه را به خاطر مي آورد و مي گويد «كودكي بودم به آب انداختيم»، «پيش ??رعون به آتش توختي»، «پس به چوپاني بريدم از كسان» و ...ناگهان «سايه اي لغزيد بر كبكي دري»، «خاست آوايي ??ضايي تار شد»، «گشت چوپان بچه از پيغمبران» و از پس دستور دادي تا اهرام ج??ت و طاق را درهم بشكنم. لشكر ??رعون را در آب بريزم، براي ديوخويان دواي درد باشم و ??رمودي «كيميا كردن به قارون ياد ده»، «سامري را علم و ??ن تعليم كن» و ...و من مي دانستم «تا دمي موساي تو ز ايشان جداست»، آن ها دوباره غا??ل خواهند شد. حال موسي مي خواهد با اين ل??اظي ها و ناز كردن ها با خدا ملاقاتي داشته باشد و اين ناز و نياز تا به حدي مي رسد كه ناگهان زمين در زير پايش مي لرزد و با رعد و برقي و ريزش كوه ها موسي غرق مي شود و «كس نمي داند كه در آن بيخودي /چه ز نيكي ديد يا چه از بدي» تا اينكه روز سوم هنگام سپيده دم موسي از كوه پايين مي آيد و با وضعيتي آش??ته در حالي كه بر عصاي ظلم سوز خود بوسه مي زند، روي به خلق مي آورد و به هدايت خود مصمم تر مي گردد. بررسي ديدگاه هاي مردانه و ر??تارهاي مردان در شعر «موسي» (ع) دليري و شجاعت: پاي بيرون كرد از حدّ گليم رخصت ديدار مي جويد كليم (بيت40) نترس بودن مردان و تن به كارهاي سخت دادن براي ر??اه و آسايش زندگي: پس به چوپاني بريدم از كسان خانه كردم زير بال كركسان (بيت16) پسر بچه ها چوپاني را دوست دارند و چوپاني يكي از شغل هاي مردان است. عصا، سپر، تير از ابزار و وسايل مردانه: خاست آوايي ??ضايي تار شد برق زد دستي عصايي مار شد (بيت22) تن سپر كن پيش تير قبطيان تات بر رخ ا??كند آب دهان (بيت34) ناخدايي يكي از شغل هاي مردان: ناخدا گر جامه را بر تن مي درد هر كجا خواهد خدا كشتي برد (بيت3) پروين نيز ناخدا را در شعر آورده است: ناخدايان را كياست اندكي است ناخداي كشتي امكان يكي است (بيت24) گر ??راموشت كند لط?? خداي چون رهي زين كشتي بي ناخداي (بيت3) نهراسيدن مردان از حيوانات و جانوران درنده و گزنده: هان زجا برخيز و نيش مار كش ببر سوزن خورده را تيمار كش (بيت27) تخته و شلاق؛ در قديم جلادي از شغل هاي مردانه بوده: در شكن اهرام ج??ت و طاق را آتش ا??كن تخته و شلاق را (بيت31) ضمنا اين دو وسيله از ابزار دست مردان نيز بوده است. بازاري بودن مردان و خريد و ??روش: گ??ت گريان خواجه اي را زرخريد چون به بازاريش با گوهر خريد (بيت46) مردان گرم و سرد چشيده ي روزگارند: پشت دو تا كرد و گرم و سرد ديد درد ديد و درد ديد و درد ديد (بيت50) توانايي مردان و به قول عاميانه «زمين زير پايشان مي لرزد»: بود اين آوازها در ناي او ناگهان لرزيد زير پاي او (بيت59) چنان كه قبلا گ??ته شد چون حميدي در عشق شكست خورد، بنابراين در اين داستان موسي هم نتوانسته عشق خود را پنهان كند و در حسرت وصل و غم پيري مانده است و مي گويد: جز تو از هر ديدني سيريش ماند حسرت وصل و غم پيريش ماند (بيت51) و يا: گرچه درد عشق از درمان بري است گ??ته اند از عشق بدتر خوگري است (بيت6) تكرار حرو?? چ، خ،ح كه نشانگر حالت عصبانيت و شدت خشم است: هر چه از اين بيش جان كندم بس است بس بود يك حر?? گر پيشت كس است گ??ت گريان خواجه اي را زرخريد چون به بازاريش با گوهر خريد چند از عمرم خريدي اي سني؟ گ??ت چنداني كه هستي از مني (ابيات45ــ 47) از ديگر ظرا??ت هاي شعر حميدي اين است كه مردان با صراحت و تندي حر?? خود را بيان مي كنند: چونكه خود را ديد درخورد ندا عشوه آغازيد موسي با خدا (بيت1) پاي بيرون كرد از حدّ گليم رخصت ديدار مي جويد كليم (بيت4) بر خلا?? شعر پروين، چنان كه از مضمون آن بر مي آيد، چون زنان كم رو و خجالتي هستند، بنابراين براي حر?? زدن در گوشه اي كز مي كنند و با نگراني و اضطراب سخن مي گويند و مادر موسي هم در كنار ساحل با حسرت و اندوه ايستاده و آرام آرام حر?? دلش را با نگراني زنانه اش بيان مي كند: مادر موسي چو موسي را به نيل در??كند از گ??ته ي رب جليل خود ز ساحل كرد با حسرت نگاه گ??ت كاي ??رزند خرد بي گناه اكنون به بررسي مختصات زباني و ادبي شعر موسي مي پردازيم: است??اده از ??عل كهن«آغازيد»: چونكه خود را ديد درخورد ندا عشوه آغازيد موسي با خدا (بيت1) اينت(شگ??تي): در تني كاين هر دو هم ??رمان شود اينت آن مردي كه بي درمان شود (بيت7) كنايه: پاي بيرون كرد از حدّ گليم (بيت1) نان خشكي، جام آبي داشتم: زندگي ساده اي داشتم(بيت18) اين دو ك?? خاك جهان را خيش كن: نابود كردن(بيت243) داشت نان خشكيده اي دندان كشيد: دندان كشيدن در اصطلاح عاميانه: نان سق زدن(بيت 61) چنانچه قبلا گ??ته شد در اين مقايسه، حميدي بيشتر از كنايه است??اده كرده است تا پروين. جناس: گليم، كليم(بيت 4): جناس تصحي?? جناس تام: آسمان ها گشت و موسي پير گشت موي مشكينش به خدمت شير گشت (بيت9) تكرار: تا تو را خلق جهان اين مردمند در جهان موسي و جز موسي گمند (بيت44) پشت دوتا كرد و گرم و سرد ديد درد ديد و درد ديد و درد ديد (بيت50) و ابيات: 12 ،42، 43، 48و ... از ديگر نكات قابل اعتنا اينكه در شعر مورد نظر از ا??عال امري به تكرار است??اده شده كه با روحيه ي مردان بي ارتباط نيست: بندگان را وارهان از بندگي مردگان را ده صلاي زندگي (بيت30) و يا: بازگير، آتش ا??كن، تعليم كن، وارهان، پيش كن، در آب ريز، ياد ده و ... طنز: تو در اينان چيزكي كم ساختي جان غول و جلد آدم ساختي (بيت39) گر توانم كوه پيش و پس كنم كي توانم ناكسان را كس كنم (بيت40) شصت ساله مردم شش ساله شان گاوريشان كم از گوساله شان (بيت42) در داستان «لط?? حق» گ??تگوي خداوند با مادر موسي است و سخن از جدايي مادر و ??رزند است؛ در حالي كه در داستان «موسي» گ??تگوي موسي با خداوند است و از جدايي خود با معبود گله و آرزوي ملاقات خداوند را دارد. هم چنين در شعر پروين از ابزار زينتي و وسايلي كه يك زن با آن سر و كار دارد، ياد شده است، مثل: خلخال، گلوبند، نخ، سوزن، دوك و ...و در مقابل، حميدي از سپر، تخته، شلاق و عصا است??اده نموده است. از ديگر موارد قابل توجه اينكه پروين از شغل زنانه سخن گ??ته، مانند نخ ريسي و نقطه مقابل او، حميدي، از چوپاني كردن، بازاري بودن، كيمياگري و ...است??اده كرده است. پروين از كم طاقتي و ضعي?? بودن زنانه سخن مي گويد و در شعر او آمده: «قوتي در دست كشتي بان نماند» در حالي كه، حميدي از نيرومندي و قدرت مردانه ي مردان سخن مي آورد و چنان كه مي گويد: «گر توانم كوه پيش و پس كنم» و يا: آنكه شد از نيل با نيروي تو آرزويي دارد اينك روي تو (بيت49) پروين در شعرش در كنار جانوراني كه آورده، ناگهان و به طور ناخودآگاه از اسب و كبوتر ياد مي كند كه شخصيت زن آن ها را بيشتر مي پسندد، به نسبت حميدي سخن از ببر و اژدها و ...مي آورد. در شعر پروين، مادر نگران لحظه لحظه ي زندگي ??رزندش است و هراس دارد كه چطور از سختي ها و مشكلات خواهد گذشت و اين نماد اضطراب و دلهره ي زنانه ي اوست، اما حميدي از خانه كردن زير بال كركسان و نهراسيدن و ناملايمات ياد مي كند كه يادآور شجاعت و دليري يك مرد است. پروين در شعر تخلص خود را ذكر مي كند و احساس مي شود كه به عنوان يك مادر خود را مؤظ?? ديده كه از نصيحت دست بردار نباشد و اصرار دارد كه وظي??ه ي مادريش را انجام دهد و نام خود را در پايان ذكر مي كند. اما حميدي، پايان شعر خود را تا حدودي مبهم گذاشته و نام خود را نياورده است. نكته ي ديگر اينكه، در شعر پروين طنزي ديده مي شود اما حميدي وقتي از ناكسان، گاوريشان و ...داد سخن سر مي دهد، مسلما طنز نه??ته اي را بيان مي كند كه قابل ملاحظه است و البته در كنار آن خاطرات سخت زندگي موسي را نيز مرور مي کند که با دقت مي توان آن را دريا??ت. اكنون اين ت??اوت ها در ??هرست زير از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد. شعر «لط?? حق»؛ زنانه و لطي?? صحبت مادر موسي با خداوند كم رويي و حجب زنانه؛ در گوشه اي با خجالت حر?? زدن گهواره، نخ، سوزن، دوك ا??عال گذشته گلوبند، خلخال(ابزار زينتي زنان) شعر موسي؛ مردانه و جدي گ??تگوي موسي با خداوند با صراحت حر?? زدن سپر، تخته، شلاق، چوپاني، بازاري، كيمياگري ا??عال امري(حالت دستور دادن) عصا(ابزار دستي و زينت مردان) كم طاقتي اضطراب از گذشتن سختي ها غم و اندوه از جدايي ??رزند كبوتر، اسب ص??ات: غريق خرد، يتيم بي گنه تخلص دارد طنز ندارد موسي، سه بار نيرومندي خانه كردن زير بال كركسان(نهراسيدن از مشكلات) غم از جدايي معبود و خداوند ببر، اژدها گاوريش، ناكس، غول تخلص ندارد طنز دارد موسي، ه??ت بار چنان كه مي دانيم با مطالعه و بررسي متون ادب ??ارسي و مقايسه ي آن مي توان به نتايج مطلوب و قابل ذكري دست يا??ت. به طوري كه نگارنده سعي كرد در اين موجز، به مقايسه ي سبكي و بررسي دو شعر در مورد داستان حضرت موسي(ع) با مضمون هاي مت??اوت از دو شاعر معاصر پروين اعتصامي و دكتر مهدي حميدي شيرازي، بپردازد و به سايه روشن هاي پيدا و نهان آن دست يابد و آن موارد را به نوعي برجسته سازد كه اين مقايسه با طرز ت??كر و زندگي اين دو شاعر بي ارتباط نبوده و ظرا??ت آن نيز در اين مورد نه??ته شده است و در عين حال توانسته حر?? هاي تازه، هرچند اندك را از نظر خوانندگان گرامي بگذراند. برخي از مآخذ: 1.اعتصامي، ابوال??تح، مجموعه مقالات و قطعات اشعار پروين، چاپخانه محمد علي ??ردين،تهران، ص??ر1397 هـ.ق. 2.اعتصامي، پروين، ديوان اشعار، با مقدمه ي استاد ملك الشعراي بهار، نشر ايمان، مهرماه 1364. 3.اعتصامي، پروين، ديوان اشعار، با مقدمه ي غلامحسين ??ردوس برين، جواهري، 1376. 4.برقعي، سيد محمد باقر، سخنوران نامي معاصر ايران، جلد2، خرم، قم، 1373. 5.حاكمي، اسماعيل، ادبيات معاصر ايران، چاپ چهارم، اساطير، تهران، 1376. 6.حقيقت، عبدالر??يع، ??رهنگ شاعران زبان پارسي، شركت مول??ان و مترجمان ايران، تهران، 1368. 7.حميدي شيرازي، مهدي، ديوان حميدي، جلد1، پاژنگ، تهران، 1366. 8.حميدي شيرازي، مهدي، اشك معشوق، چاپ دهم، پاژنگ، تهران، 1367. 9.حميدي شيرازي، مهدي، پس از يكسال، عطايي، تهران، 1383. 10.رنجبر، احمد، شاهكارهاي ادبيات ??ارسي، چاپخانه سپهر، تهران، 1369. 11.شميسا، سيروس، آشنايي با عروض و قا??يه، چاپ شانزدهم، ??ردوس، تهران، 1379. 12.شميسا، سيروس، سبك شناسي شعر، ويرايش دوم، ميترا، تهران، 1383. 13.كراچي، روح انگيز، پروين اعتصامي، داستان سرا، تهران، 1383. 14.محمدي، حسنعلي، از بهار تا شهريار، جلد2، د??تر تبليغات اسلامي، قم، 1372. 15.مرتضي پور، اكبر، شرح حال شاعران ايران، چاپ ه??تم، عطار، 1384. منبع:سایت راسخون
  3. sinaweb

    هنر شعري حافظ(2)

    [ATTACH=CONFIG]282[/ATTACH] درون مايه ها و صور خيال تا پيش از حا??ظ، غزل، تا آنجا كه با درون مايه ي آن پيوند داشت، بيشتر شعري پيچيده بود. سبك غزليات، آميزه اي از درون مايه هاي گوناگون شعري بود كه سده هاي متمادي در ادبيات عرب و ??ارسي ??راگير بود. جذاب ترين جنبه هاي اشعار حا??ظ، از يك سو به رنج ها و محنت هاي شاعر /عاشق ارتباط داشت(تغزل) كه با مراسم جسورانه ي مي نوشي همراه بود(خمريات)؛ و از طر?? ديگر با مضامين عر??اني، مانند بازتابش امر متعالي در زيبايي دنيوي، كه با م??هوم ??رد زيباي زميني به عنوان «شاهد» زيبايي ابدي پيوند خورده بود. نقد صو??ي نمايي مرسوم، كه از گرايش به عر??ان ملامتي ريشه گر??ته بود و چشم پوشي از اين جهان(زهديات) از ديگر جنبه هاي خاص شعر حا??ظ است. از اين ميان، به استثناي توصي?? شاعر از عشق و زيبايي، بيشترين وجهه ي همت شاعر به برملاكردن چهره هايي است كه در قالب مقامات رسمي به دين ??روشي مشغولند، مانند واعظ، م??تي، قاضي، محتسب و به ويژه زاهد. او همان شور و حرارت و پا??شاري را در ا??شاي تزوير صو??يان دنياگرا و ??اسد به كار مي گيرد. در كنار اين موارد، موضوعات ??رعي ديگري نيز دست مايه ي او قرار مي گيرند: شكو??ايي بهار طبيعت، ش??كوه از بد عهدي سرنوشت و ناپايداري جهان، ستايش خود، شعر خود، شهر خود، منطقه ي خود و اشاره هايي ديگر به محيط شاعر و رويدادهاي زمان او. همه ي اين ها در غزليات، نمايش مجزايي دارند و تشخيص موضوع اصلي شعر را به راستي سخت مي كنند. در گنجينه ي تصاوير او نمونه هايي است كه از پهنه هاي تاريخ، اسطوره شناسي و ادبيات برآمده و طرح هايي كه از علوم و گستره هاي گوناگون ديگري از زندگي برگر??ته شده اند. شاعر بسيار به داستان هايي درباره ي سليمان ارجاع مي دهد، يعني پادشاه عهد عتيق، كه در ادبيات ??ارسي به عنوان شاهي ا??سانه اي آوازه دارد، آشنايي او با زبان پرندگان، هدهد به عنوان پيام آور او از ملكه ي صبا، مورچه اي كه براي او هديه مي آورد، ديوي كه انگشتر جادويي او را مي دزدد و لحظه اي در جايگاه او حكم مي راند و وزير او آص??؛ ناپديد شدن اين همه شكوه و جلال، او را به ??ضاي استعاري مناسبي وارد مي كند كه گوياي ناپايداري قدرت دنيوي است(20/7). از اين جهت، او هم معناي اسكندر است(285/5)، اما حا??ظ به اسكندر به عنوان صاحب آينه ي جادو، كه با جام مي برابر مي شود (5/5، *145/8، 147/1) و به دليل كوشش ناكام او در يا??تن چشمه ي زندگاني، علاقه ي ويژه اي دارد(268/3، 402/7). گوياترين تلميح از گونه ي ادبي به داستان هاي مشهور عاشقانه نظر دارد، مانند «بار دل مجنون و خم طره ي ليلي /رخساره ي محمود و ك?? پاي اياز است» و اشاره به داستان شيخ صنعان(79/6) كه ارجاعي به حكايت نامدار عطار در منطق الطير است. محيط اجتماعي، كه در برخي از اشعار توصي?? شده است، بيشتر به مجلس دوستان اشاره دارد كه با عنوان مجلسيان(14/9) ياد شده است، يا مي تواند ضيا??تي عاشقانه يا بزم باده نوشي باشد كه در يك باغ صورت مي گر??ته است*(477)؛ در چنين ضيا??ت هايي، مطرب و ساقي به طور ضمني مورد اشاره قرار گر??ته و يا به طور مستقيم مخاطب واقع شده اند. به شكلي ويژه، ساقي گاه با معشوق يكي دانسته شده است، گرچه نقش اساسي او ر??ع رنج عاشق است. در برخي موارد، غزل به يك ساقي نامه بدل مي شود. در كنار باده نوشي مضامين ديگري نيز اضا??ه مي شود، مانند نياز به مداواي دردها و رنج هاي عشق، آرزوي ??راموشي پيشر??ت بي وق??ه ي زمان يا بازگشت بهار به عنوان ميعاد تحقق عشق، ديگر شخصيت هاي دراماتيك مجلس كه به آن ها اشاره شده يا به طور مستقيم مورد خطاب قرار گر??ته اند، عبارتند از: مدعي، رقيب شاعر در شعر و عشق(34/9ــ10)؛ رقيب كه مانع هميشگي در راه رسيدن شاعر به معشوق است؛ غماز كه براي ا??شاي راز شاعر دسيسه مي كند (89/7)؛ يا چهره هاي مذهبي(واعظ، م??تي، ??قيه، قاضي، محتسب و ...)؛ و شاهزاده يا ديگر ا??راد در متون مدح آميز. غزليات، روايات داستان وار اجمالي و بسيار كوتاه، ??راوان دارند كه به ويژه در ابيات آغازين اشعار به كار ر??ته اند. مانند غزلي كه معشوق، همچون ميهمان شبانه اي توصي?? شده كه بر بالين شاعر آمده است: «زل?? آش??ته و خوي كرده و خندان لب و مست /پيرهن چاك و غزل خوان و صراحي در دست»(22)؛ در شعر ديگر، معشوق در «دير مغان» ميان مي خواران ظاهر مي شود، استعاره اي براي خرابات از زمان زردشتيان، كه بر خلا?? اسلام مي نوشي را منع نكرده اند (23)؛ در جاي ديگر، شاعر در باغ با بلبلي روبه رو مي شود كه در حالي كه برگ گلي در منقار دارد به شكوه و ناله مشغول است(79). يا در جايي ديگر شاعر چندين بار به جست و جوي پير مغان به خرابات ر??ته است(136). نشانه هاي زماني نيز گاه به چنين رواياتي ا??زوده شده است؛ اين نشانه ها همانند گزارش هايي نمايان مي شوند كه از تجربه ي شب پيش(دوش) حكايت دارند، مانند وقتي كه مي شنويم «دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند»(179)، يا مي گويد كه در آغاز صبح چنان پيشامدي روي داده است(مانند 13، كه به ويژه به مي نوشي صبح گاهي اختصاص يا??ته است). اما اين داستان هاي كوتاه هرگز هد??ي در خود ندارند، بلكه تنها بيان گر سخني هستند كه به گونه ي انعكاسي به كار ر??ته اند. شكل بيان در غزليات كاملا مت??اوت است. گاه شخصيت سخن گوي شعر را مي توان با يك چهره يا چهره ي ديگري از شاعر، هم سان انگاشت: شاعر/عاشق، بي بند و بار، ??رزانه، جستجوگر خرد. گاه گ??تگوي عاشق و معشوق، بر شعري به گونه ي سؤال و جواب استوار شده است(193، 227، و 266 در پايان شعر)، كه نشان از آغاز شعر و شاعري پارسي دارد. اشخاص يا شخصيت هاي ديگري نيز هستند كه با شاعر گ??تگو و او را سرزنش و يا ترغيب مي كنند، مانند غزل 37 كه در آن، ??رشته اي از عالم غيب، پير طريقت و يك سالك، پي در پي بر شاعر نمايان مي شوند و او را پند مي دهند. يك آواي عر??اني(هات??) نيز گاه شنيده مي شود(91/6). خرد نيز كاربرد زيادي دارد كه از زبان پير مغان سخن مي گويد. شاعر از باد صبا يا هدهد(كه هر دو با ا??سانه ي سليمان و ملكه ي سبا پيوند خورده اند) نيز درخواست مي كند تا پيامي به معشوق برسانند، يا بوي خوش معشوق را به سوي او بياورند (1/2 و ابيات آغازين 91و170). پيداست كه شعر حا??ظ را نمي توان بي توجه به پيوند او با محيط پيرامونش مورد بررسي قرار داد. تجليل از زادگاه و ت??رج گاه هاي آن مانند ركناباد و مصلا (3/2، 97/9، 274/2) نمونه هايي از مدح شهر هستند كه در غزليات ديگر شاعران شيرازي، مانند سعدي نيز به چشم مي آيد. اشارات بسيار به ا??راد برجسته ي سياسي و اجتماعي، ثابت مي كند كه حا??ظ به عنوان يك شاعر، در گير زندگي مجلل بوده و به احتمال بسيار، متكي به حمايت ثروت مندان و قدرت مندان بوده است. است??اده از غزل در مقام ثنا و مدح، ابداع حا??ظ نبوده است، بلكه اين امر، دو قرن پيش از او در غزليات شاعران دوره ي غزنوي در غزنه و لاهور نيز ديده مي شود. جستار هرمنوتيكي شعر حا??ظ، حادترين منزل گاه خود را در ديدگاه عر?? ستيزانه ي شاعر مي بيند. در اين مسير، او رهسپار مسيري است كه شاعران پيشين در جهت تنوع غزل پي ريزي كردند. مجموعه طرح هايي كه حول شخصيت قلندر شكل گر??ته است تا آن زمان، عنصري ??ربه در اشعار سنايي، عطار و عراقي بود كه همگي شاعران عار?? قرون شش و ه??ت بودند. آن ها اين چهره را به عنوان استعاره ي قدرت مندي در ن??ي تقوا ??روشي متصو??ه و ستايش چشم پوشي از جهان به كار گر??تند. خصيصه هاي برجسته ي اين رسم، مراسم مستي و ??سق و اظهار ??رقه اي غير اسلامي بود كه آميزه اي موهوم از عناصر زردشتي و مسيحي به شمار مي ر??ت. انديشه ي پ??شت اين اعمال، چنان بود كه در سطح والايي از تقوا، پنهان كردن پيشر??ت معنوي ??رد را در پس پرده ي ر??تار گناه آلود ضروري مي دانست تا منزلت اجتماعي را، كه به آساني مي شد با زاهد نمايي به دست آورد، زايل كند. اين ت??كر بعدها به عنوان يكي از خطرناك ترين بزنگاه ها در رهگذر عر??ان قلمداد شد. در اصل، اين چيزي بيش از يك تر??ند نبود كه برخي از زهاد و عر??ا خود را در ملامت هاي مردم، مأجور مي ديدند. اما از قرن ه??ت به بعد قلندر، به گونه اي ا??راطي از عمل درويشانه و زاهدانه شناخته شد كه در گروه هاي مختل?? به حيات خود ادامه داد. حا??ظ بارها از عنوان رند است??اده مي كند، كلمه اي كه در قاموس او به قلندر ترجيح داده شده است. نيازي به توضيح نيست كه او از عبارت رندان قلندر(479/3) به همان چهره اشاره دارد. رند، زاهد نمايي را به عنوان ريا تحقير مي كند و مي كوشد تا از مسجد و صومعه ي زاهدانه به ميخانه و خرابات بدنام بگريزد(54، 160، 171). او نه تنها به مستي خود مي بالد، بلكه از آن به عنوان سرنوشت محتوم خود از روز الست ياد مي كند(107/5، 144/5). او به مناسك بديلي اشاره مي كند و تحت نام هاي مختل??ي آن را مي ستايد: عياري(149/5)، پير مغان(193/6)، كيش زردشت(178/8) يا مذهب عشق(119/7)؛ اما تنها آن را «مذهب ما» مي خواند(47/3: در مذهب ما باده حلال است وليكن /بي روي تو اي سرو گل اندام حرام است). ميخانه جايگاهي است كه مناسك در آن انجام مي شود، جايي كه پير مغان (70، 154، 335) به عنوان مرشدي معنوي توصي?? مي شود كه عقل رمزي را با نگاه در جام جم نمايان مي سازد، جامي كه به ا??سانه ي جمشيد، پادشاه اسطوره اي ايران اشاره دارد (5 ــ136/4). اين جام كه با جام مقدس روايات مسيحي نيز قابل مقايسه است، موضوع كوشش پياپي شاعر است كه در پايان كار، آن را در قلب خويش پيدا مي كند(136 ،*137). از طر?? ديگر، كساني هستند كه شاعر با گلايه بيان مي كند كه آن ها «ما را به رندي ا??سانه كردند»(409/3)، كساني كه به سبب رياكاري به تمسخرشان مي گيرد و نكوهش شان مي كند. آن ها نمونه هاي گوياي ??قيه و واعظ و محتسب و صو??ي نمايان هستند. هلموت ريتر كه بخش زيادي از اشعار حا??ظ را با مضامين قلندري آزموده است و آن ها را با اشعار مشابه سنايي و عطار سنجيده است، به اين نتيجه مي رسد كه حا??ظ در واقع يك شاعر عار?? نيست بلكه تنها يك رند مشرب است؛ او مانند يك قلندر خود را از خوشي هاي دنيا دور نمي كند و كساني را كه از دنيا و خوبي هاي آن چشم مي پوشند، به ريشخند مي گيرد. او با توجه به سرنوشت، از سبك نامرسوم زندگي خود د??اع مي كند و در مورد بقيه، به شيوه ي تقواي عاميانه به لط?? عظيم خداوند اميد دارد. اين ت??سير، ديدگاه منتقدين مدرني را تأييد مي كند كه در غزليات حا??ظ، بازتاب بي واسطه ي زندگي او در شيراز قرن هشت را مشاهده مي كنند. تأييد بيشتر اين ديدگاه را مي توان در اشاره ي ??راوان به ارتباط با حاميان عمومي و ديگر اشخاصي يا??ت كه محيط سياسي ــ اجتماعي شاعر را بي هيچ ابهامي نمايان مي كند. از سوي ديگر بايد به ياد داشت كه از قرن شش، درون مايه ي عر?? ستيزي در م??هوم مجازي توسط شاعران پارسي به كار ر??ته است. تصور اين كه حا??ظ، اين رهيا??ت روشن را در توسعه ي بيان شاعرانه ي خود وارونه كرده باشد، سخت است، چه اينكه در زمان او حتا به نماد پردازي كامل اين مضمون، گرايش بسياري بوده است. يكي از مشكلات پيش رو در راه نتيجه گيري در اين باره، ??قدان اطلاعات قابل اتكا درباره ي زندگي شاعر است كه ما را در تشخيص جهت گيري غزليات او ناتوان مي سازد. اين امر كه غزليات او از همان آغاز، به عنوان اشعار عر??اني ت??سير شده است، بايد به دقت مورد بررسي دوباره قرار گيرد. مورد ديگري كه به ويژه در نيمه ي دوم سده ي بيستم مورد پژوهش جدي قرار گر??ته است، پيوند دروني اشعار حا??ظ است. اين نظر، از اين رهگذر ??راگير شده است كه حا??ظ با استقلال دادن به ابيات و با ارائه ي بيش از يك موضوع در يك شعر، در مقايسه با شاعران پيشين، تغييري بنيادين ايجاد كرده است. اي.جي.آربري بر اين باور بود كه حا??ظ در جستجوي ??هم جديدي از غزل برآمده بود و پس از آن كه اين ??رم رايج، از ديد هنري به پايان رسيده بود ــ او يك تكنيك تماتيك را برگزيد. اين بحث كه با نظريه ي آربري آغاز شد با جي.ام.ويكنز، آر.رهدر و به ويژه مايكل هيلمن پي گر??ته شد، هيلمن در رساله ي خود، شماري از نمونه هاي ساختاري مت??اوت در ديوان حا??ظ را به دست داد. اين بحثي است كه هنوز به يك توا??ق عمومي نرسيده است. تحليل صحيح غزل حا??ظ به تمايز صحيح ميان چيزهايي كه بيان شده و شيوه هاي مختل??ي كه در بيان آن ها به كار گر??ته شده، نيازمند است. است??اده از آرايه هاي متنوع در شكل دهي به صور خيال، و ??قدان يك ساختار شمول گرا و ??راگير، ميزان زيادي از استقلال و خوداتكايي را براي ابيات مجزا پديد مي آورد. اين مي تواند دليلي باشد بر ت??اوت نظم ابيات در نسخه هاي مختل??، كه با تحليل هاي متن شناسانه آشكار مي شوند. پس بي ترديد است??اده از تصاوير متنوع براي بيان يك تم واحد، جنبه اي حقيقي از هنر شعري حا??ظ است. مثال قابل توجهي كه مي توان براي اين تصاوير جايگزين ارائه داد، در چهار سطر نخست شعري براي معشوق به چشم مي خورد كه در آن، معشوق نخست يك غزال است، سپس شكر??روش، بعد گ??ل و در آخر صياد(4). در همان شعر، عاشق در كسوت يك خانه به دوش، يك طوطي، يك بلبل و يك مرغ دانا ظاهر مي شود. عامه ي مردم با بازسازي نمايي كلي از اين گنجينه ي جزئيات معنادار، در پي توضيح غزليات تركيبي برآمده اند. م??سر مدرن حا??ظ بايد آگاه باشد كه اين مخاطبان با منابع و مراجع شاعر آشنا هستند، بنابراين بهتر است براي دريا??ت و ت??سير اشعار، بيش از امروز آماده باشند. منبع:سایت راسخون
  4. sinaweb

    شب های احيا در کنار ما

    جالبه امیدوارم از این شبها است??اده کنیم
  5. به گزارش خبرگزاری ??ارس به نقل از رویترز، اپل می گوید سامسونگ حقوق مالکیت معنوی این شرکت را نقض کرده و در طراحی گوشی های هوشمند و تبلت های خود از روی آی??ون و آی پد کپی برداری کرده است. این شرکت همچنین مدعی است سامسونگ برخی از اختراعات ثبت شده اپل را بدون اجازه مورد است??اده قرار داده است. اپل برای دریا??ت این غرامت شکایتی را علیه سامسونگ در دادگاهی ??درال در سن خوزه کالی??رنیا مطرح کرده است. اپل قبلا در چندین کشور اروپایی و آسیایی هم سامسونگ را به کپی برداری از آی??ون و آی پد متهم کرده بود. ه??ته گذشته اعلام شده بود که مدیران دو شرکت به توا??قاتی برای کاهش اختلا??ات دست یا??ته اند، اما ظاهرا این توا??ق ها قطعی نبوده است. اپل ه??ته قبل هم مو??ق شد جلوی ??روش گالکسی تب 7.7 اینچی سامسونگ را در قاره اروپا بگیرد.
  6. به گزارش خبرگزاری ??ارس به نقل از وی تری، این لپ تاپ ها که از سری Precision شرکت دل هستند با این هد?? طراحی می شوند که بازار رو به نزول لپ تاپ را که با رقیب تازه ن??سی همچون رایانه های لوحی روبروست، ارتقا دهند. ابعاد نمایشگر این لپ تاپ ها از 15 تا 17 اینچ در نوسان است و سخت ا??زار آنها به گونه ای طراحی شده که به طور خودکار قادر به نمایش تصاویر به صورت سه بعدی باشد. لپ تاپ های یاد شده مجهز به پردازنده های Core i5 و i7 Extreme بوده و در داخل آنها از حا??ظه پرسرعت PCIe X16 است??اده شده است. کارشناسان معتقدند طراحی چنین لپ تاپ هایی از سوی شرکت های مختل?? آخرین شانس آنها برای مقابله با ن??وذ رو به گسترش گوشی های هوشمند و تبلت هایی است که روز به روز بر محبوبیتشان در محیط های حر??ه ای ا??زوده می شود. دل می گوید برای ارتقای سخت ا??زاری لپ تاپ های سه بعدی خود با اینتل همکاری خواهد کرد.
  7. به گزارش خبرگزاری ??ارس به نقل از ناین ام*اس*ان، کیم دات کام سال گذشته در منزل خود در نیوزلند از سوی نیروهای پلیس دستگیر شده بود. وی متهم است که با راه اندازی سایت مگاآپلود به میلیون ها کاربر اینترنت در سراسر جهان امکان داده تا با نقض کپی رایت انواع ??ایل موسیقی و ??یلم را به اشتراک بگذارند. وی همچنین یک قطعه موسیقی را نیز در ??ضای مجازی پخش کرده و از مردم آمریکا خواسته در انتخابات بعدی ریاست جمهوری به او رای ندهند. دات کام که هم اکنون به قید ضمانت آزاد است در تلاش است تا از استرداد خود به آمریکا جلوگیری کند. وی همچنین وب سایتی به نشانی kim.com را هم برای پیگیری اعتراضاتش راه اندازی کرده است. دات کام مدعی شده این هالیوود است که سیاست و دولت را در آمریکا کنترل می کند و با عملکرد خود هرگونه خلاقیت و نوآوری را از بین می برد. ظاهرا وی امیدوار است تا از این طریق ا??کار عمومی را با خود همراه کرده و جلوی محکومیت و محاکمه خود را در آمریکا بگیرد. قرار است محاکمه وی اوایل ماه مارس سال آینده میلادی انجام شود.
  8. به گزارش خبرگزاری ??ارس به نقل از سی نت، این ا??راد معتقدند که گوگل برای جلوگیری از کپی برداری غیرمجاز از آثار آنها تلاش کا??ی به عمل نیاورده و به راحتی لینک های دانلود غیرقانونی ??ایل های مربوطه را در دسترس کاربران قرار می دهد. این خوانندگان که عمدتا انگلیسی هستند نامه ای را برای دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس ارسال کرده و تصریح کرده اند: زمان آن رسیده که موتورهای جستجوگر اینترنتی، شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنت و موسسات تبلیغات آنلاین با همکاری یکدیگر برای ح??اظت از حقوق مصر?? کنندگان در برابر طراحان سایت های غیرقانونی وارد عمل شوند. ارسال کنندگان این ایمیل همچنین خواستار اجرای سریع قانون Digital Economy Act 2010 در جهت ح??اظت از حقوق مول??ان و منص??ان شده اند. این قانون دو سال قبل به تصویب مجلس عوام انگلیس رسید. بر اساس قوانین مصوب پارلمان اروپا شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنت در این قاره موظ?? به بلوکه کردن سایت های ناقض کپی رایت هستند.
  9. آرش برهانی در گ??ت*وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری ??ارس در خصوص آخرین وضعیت تیمش قبل از دیدار روز چهارشنبه با سایپا صحبت*هایی را انجام داده که در زیر می*خوانید: ??ارس: جواد نکونام هم که به استقلال پیوست؟ او بازیکن بزرگی است و می*تواند به تیم ما کمک کند. با آمدن نکونام مطمئن هستم که تیم ما خیلی بهتر از قبل شکل می*گیرد و به آینده خوشبین می*شویم. ??ارس: ظاهرا جمع*بندی*ها به گونه*ای بوده که نکونام کاپیتان استقلال شود. نمی*خواهم زیاد در این باره صحبت کنم چون در حیطه وظای?? من نیست اما اعتقاد دارم بازوبند کاپیتانی برای کسی که از میلیاردها پول در کشورهای عربی و ترکیه می*گذرد و به استقلال می*آید کم است. ??ارس: شرایط تیمتان چطور است؟ می*دانم که در بازی اول ??صل اصلا خوب کار نکردیم اما مطمئن هستم ه??ته به ه??ته بهتر خواهیم شد. به هواداران این اطمینان را می*دهم که ه??ته*های آینده علاوه بر بازی*ها خوب 3 امتیاز را می*گیریم. ??ارس: در تمرین دیروز ضربه محکم جانواریو یک توپ را من??جر کرد... قبلا هم گ??ته بودم توپ*های بازی*های لیگ برتر باید بهتر باشد. ما سال گذشته هم همین مشکل را داشتیم و ??کر می*کنم مسئولان می*توانند حداقل توپ*های بهتری را برای بازی*ها در نظر بگیرند. این توپ*ها از سوی سازمان لیگ در اختیارمان گذاشته شده و کی??یتش به درد بازی*های لیگ برتر ما نمی*خورد. ??ارس: از عملکرد خودت در بازی با آلومینیوم راضی بودی؟ این را مربیان باید نظر بدهند اما تا زمانی که در زمین بودم تلاش خودم را انجام دادم. همه می*دانند در ه??ته*های ابتدایی بدن*ها به خاطر بدنسازی سنگین است ولی ر??ته ر??ته در شرایط مسابقه قرار گر??تیم و روند بهتری خواهیم داشت. ??ارس: بازی چهارشنبه با سایپا را چطور می*بینی؟ این بازی بسیار سخت است. می*دانیم تمام تیم*ها مقابل استقلال انگیزه دارند. درست است که در بازی اول خوب کار نکردیم اما مطمئن هستم 3 امتیاز این بازی را هم می*گیریم.
  10. sinaweb

    تور تابستاني بارسلونا

    دوستان خواهشا لینک خروجی به سایت و وبلاگ های دیگه ندن ، در صورت تکرار برخورد میشه
  11. ??کر کنم اگه استارتر یه نظر سنجی بزاره خوب میشه از بین این 2 کاندید یکیشون بره روی صندلی که حسابی داغش کنیم برای شروع خوبه ، کم کم راه می??ته صندلی
  12. sinaweb

    هاست یا میزبان سایت شما

    این سایت دارای سرور اختصاصی می باشد ، و از هاست اشتراکی است??اده نمی کند.
  13. آقا میلاد ??کر کنم گزینه خوبی باشه !
  14. واقعا شبکه های اجتماعی مساله بزرگی هست بسیاری داره زندگیشون پای ??یس بوک میگذره البته گاها...
×
×
  • جدید...